تبلیغات
دانشجویان مهندسی اقتصاد کشاورزی 89 دانشگاه زابل

دانشجویان مهندسی اقتصاد کشاورزی 89 دانشگاه زابل
به امید روزی که هیچ دانشجوی فارغ التحصیلی بیکار نباشد  
نویسندگان
لینک دوستان

سلام دوستای خوبم

من دیروز از زاهدان اومدم ولی با خبری که در مورد آرش شنیدم دیگه دلی برام نمونده که بخوام خاطره تعریف کنم>

واقعا این چه شهریه که ما اومدیم توش درس بخونیم؟؟؟

چارشنبه شب آرش رفته از سوپرمارکت سر کوچه خوابگاهشون(چار راه چارفصل ) آب معدنی بخره یه نفر جلوشو گرفته باچاقو که گوشی موبایلتو بده.

آرشم ممانعت کرده طرف هم یه چاقو نصار آرش کرده.

از چارشنبه تا الآن توی بیمارستان بستریه.

واقعا اینجا کجاس که ما اومدیم توش؟؟؟؟

ترم پیش من چاقو خوردم این ترم آرش ترم بعد خدا میدونه..................

حالا مهدی وچندتا از دوستای آرش رسوندنش بیمارستان بعد مامورین محترم نیروی انتظامی زابل اومدن میگن شکایتی دارین؟

جواب بچه ها:ما شکایت کنیم طرفو میگیرین؟

مامور:نه!!!

-خوب پس واسه چی شکایت کنیم؟؟

-وظیفه ما اینه.........

حالا واقعا وظیفه نیروی انتظامی توی یک شهر چیه؟؟؟ اینکه امنیت شهرو برقرار کنه یا اینکه بعد بیاد شکایت جمع کنه؟ تکلیف دانشجوهایی از قبیل آرش چیه؟ آرش امروز جراحی داره حالا اگه اتفاق بدتری براش میفتاد تکلیف چی بود؟؟؟؟

این چه جاییه که ما اومدیم اینجا درس بخونیم؟کسب علم کنیم!مهارتای زندکی رو یاد بگیریم!

اینا به کنار...............

من خیلی تشکر میکنم هم از طرف خودم هم از طرف آرش, از تک تک هم کلاسیا ودوستان عزیز مخصوصا از خانمای کلاس واقعا دستتون درد نکنه.

بعد از مسولین محترم دانشگاه که به خودشون حتی زحمت این ندادن که یه خبر از دانشجوهاشون بگیرن....................

 امروز یک شنبه ساعت 12 آرش برای بار دومبردن اتاق عمل

براش دعا کنین

 




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 ] [ 08:25 ق.ظ ] [ مهدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :